باز با وسوسه این دل دیوانه شدم |
عشق ان نیست که همیشه در کنارش باشی عشق ان است که همیشه به یادش باشی |
اي نشسته درخيال من، فراموشم مكن با فراموشي و تنهايي، هم آغوشم مكن زندگاني مي كنم چون شعله با خود سوختن زنده ام با سوز و ساز خويش، خاموشم مكن مي تراود تا شراب بوسه از جام لبت از شراب تلخ تنهايي قدح نوشم مكن دودم و از شعله دارم دامني رنگين به بار اين شرر از من مگير از نو سيه پوشم مكن چون صبا در جستجوی خود به هر سويم مكش همچو گيسوي سياهت خانه بر دوشم مكن اين دل درد آشنا را در شرار غم بسوز هر چه مي خواهي بكن اما فراموشم مكن
+نوشته شده دردوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:33 توسط بنیامین | |
سلام دوستان پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين اردیبهشت 1387 اسفند 1386 نويسندگان بنیامین مانی س . طراح قالب |